ترجمه "rachunek" به فارسی

حساب, جمع, حسابها بهترین ترجمه های "rachunek" به فارسی هستند.

rachunek noun masculine دستور زبان

obliczenie matematyczne [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حساب

    noun

    Kwestie wiary nie powinny mieć znaczenia przy rachunku.

    مسائل دینی نباید روی برخوردمن با حساب و کتاب یه شخص تاثیر بزاره.

  • جمع

    noun

    Medyczne rachunki będą narastać przez lata leczenia.

    اون هزینه های پزشکی میره که برای سالهای آینده رویهم جمع بشه

  • حسابها

    Chyba powinnam przejrzeć rachunki.

    فکر کنم بايد نگاهي به حسابها بياندازم

  • ترجمه های کمتر

    • حسابداری
    • سیاهه
    • صورت
    • صورت حساب
    • فاکتور
    • قبض
    • نوك
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rachunek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rachunek"

عباراتی شبیه به "rachunek" با ترجمه به فارسی

  • حسابداری
  • جبر رابطهای
  • حسابداري هزينه
  • حساب بانکی
  • قضیه اساسی حسابان
  • حساب جاری بانکی
  • حساب بانکی
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · نظریه احتمالات · پراكنش آماري · چندهمخطي
اضافه کردن

ترجمه های "rachunek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه