ترجمه "radar" به فارسی

رادار, رادار بهترین ترجمه های "radar" به فارسی هستند.

radar Noun noun masculine دستور زبان

techn. urządzenie emitujące fale elektromagnetyczne określonej długości i odbierające te fale odbite od obiektów i na tej podstawie określające położenie tych obiektów; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادار

    noun

    Oto radar prędkości który jest wykonany z zabawki Hotwheels.

    این یه رادار سرعت یاب هست که از یک اسباب بازی مارک هات ویل ساخته شده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Radar
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادار

    Radar dopplerowski wskazuje, że wchodzicie w zamieć śnieżną.

    بچه ها ، رادار داپلر نشون میده که میخواید برید وسط کولاک

تصاویر با "radar"

عباراتی شبیه به "radar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "radar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه