ترجمه "radiometr" به فارسی

پرتوسنجها, ابزارآلات هواشناسي, ابزارهای هواشناسی بهترین ترجمه های "radiometr" به فارسی هستند.

radiometr noun masculine

fiz. przyrząd do wykrywania promieniowania elektromagnetycznego i określania jego intensywności;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتوسنجها

  • ابزارآلات هواشناسي

  • ابزارهای هواشناسی

  • ترجمه های کمتر

    • تانكهاي تبخير
    • تبخیرسنجها
    • ثبتكنندههاي باد
    • خورتابهسنجها
    • سپیداییسنجها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radiometr " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Radiometr
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادیومتر

اضافه کردن

ترجمه های "radiometr" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه