ترجمه "rak" به فارسی

کارسینوم, برج سرطان, خارچنگ بهترین ترجمه های "rak" به فارسی هستند.

rak noun masculine دستور زبان

zool. jadalny skorupiak z podtypu stawonogów; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارسینوم

  • برج سرطان

  • خارچنگ

    Jeśli podamy mu później lek stosowany w zaburzeniach lękowych u ludzi, rak rozluźni się i wyjdzie z norki.

    اگر به خارچنگ همان دارویی را بدهید که برای درمان اضطراب در انسان استفاده میشود، آرام میشود و بیرون میآید و گشت و گذار میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • خرچنگ
    • سرطان
    • نج
    • کارسینوما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rak proper noun masculine دستور زبان

astr. zodiakalny gwiazdozbiór równikowy, w Polsce widoczny zimą; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرطان

    noun

    Rak (choroba)

    Rak wygląda na dużo poważniejszą chorobę.

    منظورم این است، سرطان خیلی جدیتر بنظر میرسد.

  • خرچنگ

    noun

    خرچنگ (صورت فلکی)

    I w tajemnicy powiem, że raki prawie zawsze maja ogromne penisy.

    و يه خرچنگ ساکت تقريباً هميشه کير بزرگ داره.

  • کارسینوما

    کارسینوما

تصاویر با "rak"

عباراتی شبیه به "rak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه