ترجمه "rama" به فارسی

قاب, چارچوب بهترین ترجمه های "rama" به فارسی هستند.

rama noun feminine دستور زبان

oprawa obrazu, lustra lub szyby [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاب

    noun

    Zaczęli jednak od jednej osoby, pojedynczego kawałka układanki, odnajdywali proste krawędzie, układając ramę godną tego boskiego dzieła.

    امّا آنها با یک فرد، با یک قطعۀ معمّا، با پیدا کردن لبه های مستقیم شروع کردند به درستی قاب کردن این کار الهی.

  • چارچوب

    Właśnie w tym sensie zajmują one względne pozycje w ramach zakreślonych Jego zamierzeniem.

    بدین ترتیب در چارچوبِ مقصود خدا این مقامات از موقعیت و مقامی نسبی برخوردارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rama noun masculine

Rama (Bóg)

+ اضافه کردن

"Rama" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rama در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rama"

عباراتی شبیه به "rama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه