ترجمه "ratownik" به فارسی

نجات غریق, نگهبان بهترین ترجمه های "ratownik" به فارسی هستند.

ratownik noun masculine دستور زبان

osoba niosąca pomoc w nagłej sytuacji [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نجات غریق

    Powiedzieli ratownikowi, wrócili do hotelu,

    و به نجات غریق ساحلی گفتند به هتل بر می گردند،

  • نگهبان

    noun

    Załóżmy Młodzieżową Ligę Ratowników, albo coś w tym rodzaju.

    شايد بايد يه انجمن نگهبان حيات يا همچين چيزايي تاسيس کنيم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ratownik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ratownik"

عباراتی شبیه به "ratownik" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ratownik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه