ترجمه "receptor" به فارسی
گیرنده, عامل احساس, پذیرایی کننده بهترین ترجمه های "receptor" به فارسی هستند.
receptor
Noun
noun
masculine
دستور زبان
biol. wyspecjalizowana komórka lub narząd zmysłowy odbierający informacje z otoczenia; [..]
-
گیرنده
nounW warstwach mięśni wypieracza są miliony receptorów rozciągania, które uruchamiają się wraz z zapełnieniem pęcherza.
در لایههای عضله دتروسور میلیونها گیرنده کشش قرار دارد که با پر شدن مثانه تحریک میشوند.
-
عامل احساس
noun -
پذیرایی کننده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receptor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "receptor" با ترجمه به فارسی
-
گیرنده آدرنرژیک
-
آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
-
گیرنده استیلکولین
-
آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن