ترجمه "region" به فارسی
منطقه, ولایت, ناحيه بهترین ترجمه های "region" به فارسی هستند.
książk. wydzielony, stosunkowo jednorodny obszar odróżniający się od terenów przyległych określonymi cechami naturalnymi lub nabytymi [..]
-
منطقه
nounZatem, kiedy zapoczątkowano w Egipcie arabski socjalizm, rozprzestrzenił się on w regionie.
زمانی که سوسیالیسم عربها در مصر شروع شد، و در تمام منطقه گسترش یافت.
-
ولایت
noun -
ناحيه
Jak możemy to zrobić nie znając geografii bioróżnorodności regionu,
چگونه میتوانيم اين كار را انجام دهيم اگر جغرافیای تنوع زیستی در اين ناحيه را نشناسیم،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " region " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Region (Francja)
-
ناحیه
nounناحیه (فرانسه)
Region ten jest niebezpieczny, jest pełen Talibów, ale rodzice się nie poddają.
ناحیه امن نیست ولی پرازطالبان است، واونها اینکارو انجام میدهند.
عباراتی شبیه به "region" با ترجمه به فارسی
-
شمالگان · منطقه شمالگان · منطقه قطب شمال
-
ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار · نواحی کمتر توجهشده
-
منطقه اتیوپیایی
-
منطقه
-
جنوبگان · منطقه جنوبگان · منطقه قطب جنوب
-
مرز فرهنگی
-
استان گائو
-
مناطق زياگيتاشناختي · مناطق زيستجغرافیایی · مناطق زیستگیتاشناختی · مناطق گياهگيتاشناختي