ترجمه "ren" به فارسی

رنیوم, راین, گوزن شمالی بهترین ترجمه های "ren" به فارسی هستند.

ren noun masculine دستور زبان

chem. pierwiastek chemiczny o symbolu Re i liczbie atomowej 75; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنیوم

    75 مین عنصر جدول تناوبی دارای بالاترین نقطه ذوب در عناصر که در جدول تناوبی با نشانه Re (نشانه شیمیایی) آن را نشان میدهند.

  • راین

  • گوزن شمالی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ren proper noun masculine دستور زبان

geogr. jedna z najdłuższych rzek w Europie przepływająca przez Niemcy oraz Szwajcarię; rzeka graniczna między Szwajcarią a Liechtensteinem; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رود راین

  • Rāyn

REN noun masculine feminine
+ اضافه کردن

"REN" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای REN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ren"

عباراتی شبیه به "ren" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه