ترجمه "reproduktor" به فارسی

اثرات پدري, والدين نر, ويژگي پدري بهترین ترجمه های "reproduktor" به فارسی هستند.

reproduktor Noun noun masculine دستور زبان

zootechn. dorosły, zdolny do rozpłodu samiec zwierząt hodowlanych [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثرات پدري

  • والدين نر

  • ويژگي پدري

  • ترجمه های کمتر

    • پدرانگی
    • پدرها
    • پدرها (جانور)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reproduktor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reproduktor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reproduktor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه