ترجمه "reputacja" به فارسی

نام, نامْوَر, آوازه بهترین ترجمه های "reputacja" به فارسی هستند.

reputacja noun feminine دستور زبان

opinia o kimś, dobre imię [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نام

    noun

    Potem pozwolił Danielowi pełnić służbę na swoim dworze, najwidoczniej biorąc pod uwagę jego postawę i reputację.

    از شواهد چنین برمیآید که دانیال به دلیل نام نیک و توانمندیاش، در دربار کوروش نیز همچنان به خدمت ادامه داد.

  • نامْوَر

  • آوازه

    noun

    I nie wydaje mi się, że inni mogą to oceniać. To tak, jak z charakterem i reputacją.

    و فکر نمیکنم دیگران بتوانند این رو قضاوت کنند. فکر میکنم شبیه «شخصیت» و «آوازه» یک فرد است.

  • شهرت

    noun

    Wszystkie te systemy wymagają pewnego poziomu zaufania, a jego fundamentem jest reputacja.

    حالا همه این سیستم ها نیازمند یک حداقلی از اعتماد هستند و اساس عملکرد آنها شهرت است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reputacja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "reputacja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه