ترجمه "rogówka" به فارسی

قرنیه, قرنيه, شبكيه بهترین ترجمه های "rogówka" به فارسی هستند.

rogówka noun feminine دستور زبان

anat. wypukła zewnętrzna warstwa gałki ocznej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنیه

    noun

    W wieku pięciu lat Anne zaraziła się chorobą, która boleśnie uszkodziła jej rogówkę i spowodowała niemal całkowitą utratę wzroku.

    در سن پنج سالگی، ان دچار بیماری شد که باعث زخم دردناک قرنیه شد و او را عمدتاً کور کرد.

  • قرنيه

    Powiedziałeś, że pierwsza ofiara cierpiała na dystrofię rogówki?

    گفتي که قرباني اول از ديستروفي قرنيه اي رنج ميبرد درسته ؟

  • شبكيه

  • ترجمه های کمتر

    • عدسيهاي چشم
    • مردمك
    • ملتحمه
    • پلك سوم
    • پلكها
    • چشمها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rogówka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rogówka
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنیه

    Jedynie w przypadku rogówki oka

    و تنها جایی که کلاژان ساختارش را عوض می کند در قرنیه چشم شماست.

تصاویر با "rogówka"

عباراتی شبیه به "rogówka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rogówka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه