ترجمه "rosa" به فارسی

شبنم, ژاله, افشک بهترین ترجمه های "rosa" به فارسی هستند.

rosa noun feminine دستور زبان

krople wody osadzające się na ziemi i roślinach [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبنم

    noun

    Tak, jeśli głoszone przez nas orędzie będzie jak rosa — łagodne, orzeźwiające i życiodajne!

    البته، اگر همچون قطرهٔ شبنم خوشایند، طراوتبخش و زندگیبخش باشد.

  • ژاله

    noun
  • افشک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رزا
    • نم
    • ارکاک
    • افشنگ
    • بشک
    • بژم
    • جنس رز
    • جنس نسترن
    • جنس گل سرخ
    • سقیط
    • شهنگانه
    • پسگک
    • پشتک
    • گلهاي سرخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rosa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rosa Proper noun noun masculine دستور زبان

Opada rankiem na trawę [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبنم

    noun proper

    Rosa tworzy się stopniowo w wyniku skraplania się pary wodnej zawartej w powietrzu.

    شبنم، آبی است که ذرّهذرّه از انباشته شدن بخار هوا به وجود میآید.

تصاویر با "rosa"

عباراتی شبیه به "rosa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rosa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه