ترجمه "rozkaz" به فارسی
دستور, فرمان, بیان بهترین ترجمه های "rozkaz" به فارسی هستند.
rozkaz
noun
masculine
دستور زبان
polecenie wykonania czegoś wydane przez osobę uprawnioną do tego lub mającą nad kimś jakąś przewagę
-
دستور
nounMój mąż wydał rozkaz, nie bacząc na tradycję.
شوهرم برغم رسم و رسوم اين دستور رو داد.
-
فرمان
nounCzekam na moment, gdy wydam im rozkaz przejęcia świata.
در حال انتظار برای لحظه ای که من فرمان آنها را به بیش از جهان است.
-
بیان
noun
-
ترجمه های کمتر
- گفته
- امر
- اُرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rozkaz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن