ترجمه "ryczeć" به فارسی

غرش, خروشیدن بهترین ترجمه های "ryczeć" به فارسی هستند.

ryczeć verb دستور زبان

o niektórych zwierzętach: wydawać przeciągły i donośny odgłos [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غرش

    verb

    Prospera: Będę ich dręczyć, niech ryczą z boleści.

    پراسپرو: همه آنها را دچار مصیبت خواهم کردم، حتی با غرش کردن.

  • خروشیدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ryczeć " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ryczeć"

اضافه کردن

ترجمه های "ryczeć" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه