ترجمه "sól" به فارسی
نمک, namak, نمك بهترین ترجمه های "sól" به فارسی هستند.
sól
verb
noun
feminine
دستور زبان
spoż. chlorek sodu [..]
-
نمک
nounPotrzebowałem trochę soli, ale w słoju nie było nic.
من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود.
-
namak
-
نمك
Przyniosę ci sól i pieprz i sok bez lodu.
... شما همين الان نمك ، فلفل و آب ميوه بدون يخ رو ميارم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sól " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sól
noun
feminine
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sól" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sól در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sól"
عباراتی شبیه به "sól" با ترجمه به فارسی
-
استاتها · استاتها (نمکها)
-
املاح · نمکها
-
فسفاتها (نمکها)
-
نمک طعام
-
نمكهاي آلي · نمکهای اسید آلی
-
نمكزدايي خاك · کنترل درجه شورى
-
نمكزدايي از آب · نمکزدایی آب
-
پروپیوناتها (نمکها)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن