ترجمه "sałatka" به فارسی
سالاد, سالادها, سالاد بهترین ترجمه های "sałatka" به فارسی هستند.
sałatka
noun
feminine
دستور زبان
zdrobn. od: sałata [..]
-
سالاد
nounkulin. potrawa podawana na zimno, z zazwyczaj drobno pokrojonych składników, głównie warzyw (ugotowanych lub surowych), owoców, jaj, ryb itp.; [..]
Nie mogę po prostu tam siedzieć i rozmawiać o sałatce.
نمي تونم همينطوري بشينم در موردِ سالاد حرف بزنم.
-
سالادها
Zanieś te sałatki na czwarty stolik.
اون سالادها رو ببر براي ميز شماره 4
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sałatka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sałatka
-
سالاد
nounSałatka taco z sosem ranczerskim.
یکم خوراکی آوردم سالاد تاکو با سس اضافی
تصاویر با "sałatka"
عباراتی شبیه به "sałatka" با ترجمه به فارسی
-
سس مايونز · سسها · سسهاي سالاد · سسهاي گوجهفرنگي
-
والريانلا اوليتوريا · والریانلا لوکوستا
-
سالاد سیبزمینی
-
سس مايونز · سسها · سسهاي سالاد · سسهاي گوجهفرنگي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن