ترجمه "sadzenie" به فارسی

کاشت, نهالکاری بهترین ترجمه های "sadzenie" به فارسی هستند.

sadzenie Noun noun neuter دستور زبان

zasadzanie, sianie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاشت

    I na tym obszarze zaczęliśmy sadzić akacje, które widzieliście wcześniej.

    در این منطقه ما شروع به کاشت درختان آکاسیا کردیم که قبلا هم دیده بودید.

  • نهالکاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sadzenie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sadzenie"

عباراتی شبیه به "sadzenie" با ترجمه به فارسی

  • كاشت سبدي · كاشت مخزني · كاشت گلداني · نهالکاری آوندی · نهالکاری در گلدان
  • نهالکاری ریشهخاکدار
  • تیمار پیشکاشت
  • تودههاي جنگلي مصنوعي · جنگلهاي زراعي · جنگلهاي مصنوعي · جنگلهای کاشتهشده · جنگلکاریهای مصنوعی
  • پشتهبندی
  • تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
  • بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
  • گلدانکاری
اضافه کردن

ترجمه های "sadzenie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه