ترجمه "sala" به فارسی
تالار, هال, سلا بهترین ترجمه های "sala" به فارسی هستند.
sala
Noun
noun
feminine
دستور زبان
przestronne pomieszczenie pełniące pewną określoną funkcję użytkową; [..]
-
تالار
nounDziewczynka również powinna być nikim, zanim zabrała twarz z sali.
فقط يه دختر بود قبل از اينکه از تالار يه صورت برداره.
-
هال
Wychodzą na sypialnie, galerię i główną salę.
اونا به اتاق خوابها و آتليه و هال بزرگ راه دارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sala
Proper noun
noun
feminine
دستور زبان
operacyjna [..]
-
سلا
Sala (miasto)
تصاویر با "sala"
عباراتی شبیه به "sala" با ترجمه به فارسی
-
سالامی
-
آلکاسر دوسال
-
فروش پشت ماشینی
-
سالامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن