ترجمه "samica" به فارسی
دختر, زن, جانوران ماده بهترین ترجمه های "samica" به فارسی هستند.
samica
noun
feminine
دستور زبان
zool. zwierzę płci żeńskiej [..]
-
دختر
nounSkoro on jest samcem ze swojego gatunku, potrzebowałby samicy, żeby ją zapłodnić.
حالا, باتوجه به اینکه اون گونه مرد از نوع خودشه, تا اونجایی که من حدث میزنم اون به یه دختر برای تخم گذاری نیاز داره
-
زن
nounU szympansów dominują duże, przerażające samce, ale szympansy karłowate dają władzę samicom.
در حالیکه شامپانزه ها از نظر بزرگی و ترس وتسلط شناخته شده اند , زندگی بنابو تحت قدرت و تسلط زن های بنابو جریان داره.
-
جانوران ماده
-
ترجمه های کمتر
- ماده
- مادهها
- مادّه (جانور مؤنث)
- موءنث
- نسوان
- گياهان ماده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " samica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "samica"
عباراتی شبیه به "samica" با ترجمه به فارسی
-
مادههاي همزمانشده · مادههاي همزمانشده (توليد مثل) · همزمانسازی فحلی
-
بزهای ماده اهلی
-
ااوافورکتومی · تخمدانبرداری
-
شیردادن
-
ابرتخمکگذاری · مادههاي ابرتخمكگذار
-
مردشیدایی · نمفومانیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن