ترجمه "samotny" به فارسی
تنها, تنها وبیکس, دلتنگ وافسرده بهترین ترجمه های "samotny" به فارسی هستند.
samotny
adjective
masculine
دستور زبان
taki, który jest sam, żyje samotnie [..]
-
تنها
adjectiveTo dlatego, że nie chcesz być samotny.
وضع این طور است چون نمی خواهی تنها باشی.
-
تنها وبیکس
adjective -
دلتنگ وافسرده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " samotny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "samotny"
عباراتی شبیه به "samotny" با ترجمه به فارسی
-
پشهگیر ایکیتوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن