ترجمه "sari" به فارسی
ساری, ساره, ساری بهترین ترجمه های "sari" به فارسی هستند.
sari
noun
neuter
دستور زبان
tradycyjny indyjski strój kobiecy; [..]
-
ساری
nounChcę podkreślić, że mamy wybór - tak jak Indyjki mogą nosić sari, jak Japonki mogą nosić kimono.
حرفم اینه که، مردم حق انتخاب دارند درست مثل یک زن هندی که ساری می پوشه یا یک زن ژاپنی که می تونه کیمونو بپوشه.
-
ساره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sari
Ada lub suknia [..]
-
ساری
nounSari (miasto w Iranie)
Sari, pomóż mi powstrzymać Aratare.
من به کمکت احتیاج دارم ساری تا جلوی اراتاری رو بگیرم
تصاویر با "sari"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن