ترجمه "satelita" به فارسی
ماه, ماهوارهها, لندست بهترین ترجمه های "satelita" به فارسی هستند.
satelita
Noun
noun
masculine
دستور زبان
fiz. każde ciało o względnie małej masie, krążące wokół innego, większego; [..]
-
ماه
nounNasz niejako „skrojony na miarę” satelita jest główną przyczyną pływów oceanicznych, istotnych dla równowagi ekologicznej Ziemi.
اول آن که ماه عامل اصلی ایجاد جزر و مد در اقیانوسهاست که تأثیری حیاتی بر اِکولوژی زمین دارد.
-
ماهوارهها
Po co to wszystko? Po co budujemy te satelity?
پس این همه کار را چرا انجام میدیم؟ چرا این ماهوارهها را می سازیم؟
-
لندست
-
ماهوارههاي مصنوعي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satelita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "satelita"
عباراتی شبیه به "satelita" با ترجمه به فارسی
-
اوفک
-
ماهواره هواشناسی
-
ماهواره مخابراتی
-
لندست · ماهواره · ماهوارهها · ماهوارههاي مصنوعي
-
ماهواره جاسوسی
-
قمر
-
ماهوارههای هواشناختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن