ترجمه "satrapa" به فارسی

سترب, ساتراپ, ساتراپ بهترین ترجمه های "satrapa" به فارسی هستند.

satrapa noun masculine دستور زبان

staroż. w Persji: zarządca prowincji; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سترب

    staroż. w Persji: zarządca prowincji;

  • ساتراپ

    noun

    2 Jednym z pierwszych posunięć Dariusza było mianowanie 120 satrapów.

    ۲ یکی از نخستین اقدامات داریوش انتصاب ۱۲۰ ساتراپ یا فرمانروا بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " satrapa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Satrapa
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساتراپ

    2 Jednym z pierwszych posunięć Dariusza było mianowanie 120 satrapów.

    ۲ یکی از نخستین اقدامات داریوش انتصاب ۱۲۰ ساتراپ یا فرمانروا بود.

اضافه کردن

ترجمه های "satrapa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه