ترجمه "scena" به فارسی

صحنه, سن, منصة بهترین ترجمه های "scena" به فارسی هستند.

scena noun feminine دستور زبان

teatr. film. krótki fragment sztuki teatralnej lub filmu, dotyczący określonej sytuacji; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صحنه

    noun

    Oto scena z Islandii dzień po naszej publikacji.

    این صحنه ای است از ایسلند روز بعدی که ما منتشر کردیم.

  • سن

    noun

    Jak tylko staniemy na scenie, poczujesz się lepiej.

    وقتي بريم روي سن همه چيز درست ميشه.

  • منصة

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Scena

Scena (Włochy)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صحنه تئاتر

    w teatrze przestrzeń przeznaczona do wystawiania utworów scenicznych

تصاویر با "scena"

عباراتی شبیه به "scena" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "scena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه