ترجمه "seks" به فارسی

همخوابگی, آمیزش, جاذبه جنسی بهترین ترجمه های "seks" به فارسی هستند.

seks noun masculine دستور زبان

ogół spraw i czynności związanych z zaspokajaniem popędu płciowego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • همخوابگی

    noun
  • آمیزش

    noun

    Oznacza to, że ludzie wydają dźwięki w czasie seksu, i zazwyczaj to kobieta wydaje więcej odgłosów.

    نشان میدهد که انسانها در هنگام آمیزش سروصدا میکنند، و در کل زنها بیشتر سر و صدا میکنند.

  • جاذبه جنسی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سکس
    • شهوت انگیزی
    • مراوده
    • معامله
    • مقاربت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seks " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Seks
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمیزش جنسی در انسان

    W znaczeniu ogólnym: całość życia erotycznego człowieka, w znaczeniu węższym: zachowania seksualne, potocznie: stosunek płciowy.

عباراتی شبیه به "seks" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "seks" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه