ترجمه "semestr" به فارسی

ترم, نیمسال, نیمسال تحصیلی بهترین ترجمه های "semestr" به فارسی هستند.

semestr noun masculine دستور زبان

połowa roku akademickiego lub szkolnego;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترم

    Trafiłem w połowie semestru na jego zajęcia o komiksach.

    و از وسط های ترم، پا به کلاس کمیک استریپ او گذاشتم.

  • نیمسال

    noun

    Więc co gra grasz tym semestrze?

    خب توی این نیمسال روی چه نمایشنامه ای کار می کنین ؟

  • نیمسال تحصیلی

    Przychodziła tu raz na semestr i rozmawiała o służbie za granicą.

    اون توی نیمسال تحصیلی یه بار اومد که در مورد کارش توی خدمت در خارج از کشور صحبت کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " semestr " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "semestr" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "semestr" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه