ترجمه "serial" به فارسی
سریال, مجموعه, مجموعه تلویزیونی بهترین ترجمه های "serial" به فارسی هستند.
serial
Noun
noun
masculine
دستور زبان
film telewizyjny składający się z przynajmniej kilku odcinków
-
سریال
nounMój mąż Chris oraz ja wprost uwielbiamy ten serial.
همسر من، کریس، و من این سریال رو خیلی دوست داریم.
-
مجموعه
nounMyślę, że to może być serial, Jak zabójcze pszczoły.
مي تونيم مثل يه مجموعه بذاريمش ، مثل داستان زنبورهاي کُشنده.
-
مجموعه تلویزیونی
Na półkach w moim domu mamy zestaw DVD z serialem "24 godziny" -- dokładnie sezon szósty.
در خونمون، روی تاقچه ما یه جعبه مجموعه تلویزیونی "۲۴" رو داریم، دقیق بخواهم بگویم، فصل ششم.
-
نشریه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "serial" با ترجمه به فارسی
-
درام پزشکی
-
سریال · مجموعه تلویزیونی · نشریه
-
درام نوجوان
-
قسمت آزمایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن