ترجمه "serwer" به فارسی
سرور, کارگزار, برآورنده بهترین ترجمه های "serwer" به فارسی هستند.
serwer
noun
masculine
دستور زبان
inform. komputer umożliwiający działanie sieci komputerowej; [..]
-
سرور
nounprogram komputerowy świadczący usługi na rzecz innych programów
Potem szyfrujemy dane, które znajdują się na serwerze.
سپس خود داده، هنگامی که در سرور جای می گیرد، رمزگذاری می شود.
-
کارگزار
-
برآورنده
-
گارسون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serwer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "serwer"
عباراتی شبیه به "serwer" با ترجمه به فارسی
-
سرویس دهنده پراکسی تروجان
-
سرور پراکسی
-
پراکسی سرور
-
نام سرور
-
سرور اختصاصی
-
نقش سرور حمل Edge
-
سرویسدهنده فایل
-
نقش میزبان دسترسی سرویس گیرنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن