ترجمه "sfera" به فارسی
کره, اسمان, عرش بهترین ترجمه های "sfera" به فارسی هستند.
sfera
noun
feminine
دستور زبان
strefa, obszar, zwłaszcza działań lub wpływów [..]
-
کره
nounTe obrazy powyżej pokazują wiele artystycznych wyobrażeń o sferach Dysona.
این تصویر بالا برداشتهای هنرمندان از کره های دایسون است.
-
اسمان
noun -
عرش
noun
-
ترجمه های کمتر
- فلک
- پیشخدمتی
- کره آتش
- گنبد نیلگون
- گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sfera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sfera" با ترجمه به فارسی
-
حلقهدار
-
حوزه عمومی
-
حلقهدار
-
اسمان · عرش · فلک · کره آتش · کره آسمان · گنبد نیلگون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن