ترجمه "siła" به فارسی

نیرو, زور, قدرت بهترین ترجمه های "siła" به فارسی هستند.

siła noun feminine دستور زبان

fiz. wektorowa miara oddziaływań fizycznych między ciałami; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیرو

    noun

    درسی

    Pomyśleliśmy, że być może działają tu dwie siły.

    پس ما فکر کردیم شاید اتفاقی که میافتد این است که دو نیرو وجود دارد.

  • زور

    noun

    Wysłałaś uzbrojonych w miecze mężczyzn, żeby wziąć ich siłą.

    تو افراد مسلح به شمشير رو فرستادي تا به زور اونا رو بگيرن.

  • قدرت

    noun

    Nawet wspólna siła czterech korporacji nie zdołała ich powstrzymać.

    حتي قدرت چهار گروه هم نميتونه اونا رو متوقف کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • انرژی
    • نيرومند کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siła " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Siła Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Siła" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Siła در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "siła"

عباراتی شبیه به "siła" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "siła" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه