ترجمه "siano" به فارسی

علف خشک, تختخواب, یونجه خشک بهترین ترجمه های "siano" به فارسی هستند.

siano noun neuter دستور زبان

roln. sucha trawa i inne rośliny skoszone z łąki na paszę; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • علف خشک

    noun

    Wiele budynków z drewna, siana czy ścierni kompletnie zniszczono.

    بسیاری از ساختمانهایی که از چوب، علف خشک، و یا کاه ساخته شده بودند با خاک یکسان شدند.

  • تختخواب

    noun
  • یونجه خشک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siano " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Siano
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • یونجه خشک

تصاویر با "siano"

عباراتی شبیه به "siano" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "siano" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه