ترجمه "smog" به فارسی

مهدود, باران اسيدي, بارش اسيدي بهترین ترجمه های "smog" به فارسی هستند.

smog Noun noun masculine دستور زبان

ekol. zanieczyszczenie powietrza zalegające nad terenami miejskimi; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهدود

    Więcej internautów sarkastycznie wypowiedziało się na temat chaosu, jaki wywołał smog podczas ostatniego święta narodowego.

    بیشتر شهروندان اینترنتی، درباره آشفتگیهای پیشآمده در سفرهای جادهای به دلیل وجود مهدود در طول تعطیلیهای اخیر با ریشخند و تمسخر نوشتند.

  • باران اسيدي

  • بارش اسيدي

  • ترجمه های کمتر

    • تنکمه اسيدي
    • دود مه
    • رسوب اسید
    • مه اسيدي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Smog
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهدود

    zanieczyszczenie powietrza

    Więcej internautów sarkastycznie wypowiedziało się na temat chaosu, jaki wywołał smog podczas ostatniego święta narodowego.

    بیشتر شهروندان اینترنتی، درباره آشفتگیهای پیشآمده در سفرهای جادهای به دلیل وجود مهدود در طول تعطیلیهای اخیر با ریشخند و تمسخر نوشتند.

تصاویر با "smog"

اضافه کردن

ترجمه های "smog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه