ترجمه "smród" به فارسی
بخار, بخار دهان, تعفن بهترین ترجمه های "smród" به فارسی هستند.
smród
noun
masculine
دستور زبان
przykry zapach [..]
-
بخار
noun -
بخار دهان
noun -
تعفن
nounPoszedłem na trawie trzy dni przeszłości, by zgnilizny i smrodu.
با اين بوي تعفن و فساد معلومه 3 روز پيش مُردن.
-
گند
nounTak więc chodzą po Londynie w tamtym okresie było się przytłoczonym smrodem.
خوب، شما در این زمان در اطراف لندن راه میروید و این بوی گند طاقتتون را سر میاره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smród " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن