ترجمه "sofa" به فارسی

کاناپه, سوفا بهترین ترجمه های "sofa" به فارسی هستند.

sofa Noun noun feminine دستور زبان

rodzaj niskiej kanapy

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاناپه

    A ponieważ bolą ja plecy, ja skończyłem na sofie.

    و از اونجايي که کمرش آسيب ديده بود من تموم شب روي کاناپه خوابيدم

  • سوفا

    pomimo że jest tam sofa.

    گرچه سوفا انجا است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sofa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sofa"

اضافه کردن

ترجمه های "sofa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه