ترجمه "sola" به فارسی
حلواماهیان, لاسكار, ماهيان حلوا بهترین ترجمه های "sola" به فارسی هستند.
sola
noun
feminine
دستور زبان
icht. płaska ryba z oczami po prawej stronie; [..]
-
حلواماهیان
-
لاسكار
-
ماهيان حلوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sola"
عباراتی شبیه به "sola" با ترجمه به فارسی
-
استاتها · استاتها (نمکها)
-
حلوای دوور
-
املاح · نمکها
-
فسفاتها (نمکها)
-
نمكهاي آلي · نمکهای اسید آلی
-
نمكزدايي خاك · کنترل درجه شورى
-
نمكزدايي از آب · نمکزدایی آب
-
نمکهای صفراوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن