ترجمه "spadać" به فارسی
فتادن, افتادن بهترین ترجمه های "spadać" به فارسی هستند.
spadać
verb
دستور زبان
lecieć bezwładnie w dół [..]
-
فتادن
verb -
افتادن
verbOsadziłem prawą stopę na ziemi i spadając zdałem sobie sprawę, że pod tą zielenią nie ma gruntu.
پای راستم را با محکم روی زمین گذاشتم، در حال افتادن، متوجّه شدم، که زمینی زیر گیاهان نبود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spadać " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spadać"
عباراتی شبیه به "spadać" با ترجمه به فارسی
-
شهاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن