ترجمه "spaghetti" به فارسی

اسپاگتی, خوراک رشته فرنگی, اسپاگتی بهترین ترجمه های "spaghetti" به فارسی هستند.

spaghetti noun neuter دستور زبان

spoż. włoski, długi, cienki makaron; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    kulin. kulinaria włoski, długi, cienki makaron, także potrawa z tego makaronu; [..]

    Nie musimy zbierać puszek spaghetti czy bunkrować się w piwnicy.

    لازم نیست کنسروهای اسپاگتی را ذخیره کرده یا به زیرزمین پناه ببریم.

  • خوراک رشته فرنگی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spaghetti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spaghetti
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    Spaghetti z pulpetami. Fasolka, pudding czekoladowy.

    اسپاگتی با کوفته قلقلی لوبیا سبز و پودینگ شکلات

تصاویر با "spaghetti"

عباراتی شبیه به "spaghetti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spaghetti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه