ترجمه "spazm" به فارسی

دردشکم, محدودکننده, گرفتگی عضلات بهترین ترجمه های "spazm" به فارسی هستند.

spazm Noun noun masculine دستور زبان

med. nagłe, bezwiedne, bolesne, znaczne napięcie mięśnia lub grupy mięśni [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دردشکم

    noun
  • محدودکننده

    noun
  • گرفتگی عضلات

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spazm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spazm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه