ترجمه "ssak" به فارسی

پستاندار, هواکش بهترین ترجمه های "ssak" به فارسی هستند.

ssak noun masculine دستور زبان

zool. Mammalia, zwierzę z podtypu kręgowców żyworodnych, które po urodzeniu żywi się mlekiem matki; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستاندار

    noun

    Mammalia, gromada ciepłokrwistych zwierząt kręgowych; główne cechy to gruczoły mlekowe u samic, przepona oddzielajaca klatkę piersiową i czterokomorowe serce; obejmuje około 8 tysięcy gatunków; należą do niej m.in. walenie, mięsożerne, gryzonie, nietoperze, naczelne i in.

    Torbacz to w skrócie ssak z torbą, jak na przykład kangur.

    یک کیسه دار یک پستاندار با یک عضو کیسه ماننده مثل کانگارو.

  • هواکش

    noun
  • [[پستاندار]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ssak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ssak"

عباراتی شبیه به "ssak" با ترجمه به فارسی

  • اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان · فلسپوشيدگان · كولوگوها · لمورهاي پرنده · مورچهخواران · مونوترماتا · پستانداران · پوستباليان
  • پستانداران آبزی
  • پستانداران
  • اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان · فلسپوشيدگان · كولوگوها · لمورهاي پرنده · مورچهخواران · مونوترماتا · پستانداران · پوستباليان
  • پستانداران آسیبرسان · پستانداران زيانآور · پستانداران مضر
  • فرگشت پستانداران
  • پستانداران آسیبرسان · پستانداران زيانآور · پستانداران مضر
  • پستاندار دریایی
اضافه کردن

ترجمه های "ssak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه