ترجمه "status" به فارسی
وضعیت, حال, حالت بهترین ترجمه های "status" به فارسی هستند.
położenie, pozycja (np. społeczna) [..]
-
وضعیت
nounLudzie zakładają, że najbezpieczniejszą opcją jest zachowanie status quo.
بشر تمایل داره به این که فرض کنه بیخطرترین گزینه حفظ وضعیت موجوده.
-
حال
nounObecnie wszystkie pozaludzkie istoty mają status rzeczy prawnych.
در حال حاضر همه موجودات غیرانسانی چیزهای حقوقی هستند.
-
حالت
nounJednak, jak ze wszystkim, co wykracza poza status quo, testy tego samolotu nie zawsze przebiegały gładko.
حالا مثل هرچیزی اون واقعا متفاوته از حالت کو اون همیشه خیلی خوب برای تست هواپیما نمیرفت.
-
شان
nounTraktują ubrania i torby jako oznakę przynależności i statusu społecznego.
آنها آن کیفها و لباسها را برای حس هویت و پرستیژ اجتماعی استفاده می کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " status " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "status" با ترجمه به فارسی
-
زنان · نقش زنان · وضعيت زنان
-
وضع موجود قبل از جنگ
-
وضع موجود
-
حال · حالت · وضعیت · پایگاه اجتماعی