ترجمه "stopień" به فارسی
درجه, پله بهترین ترجمه های "stopień" به فارسی هستند.
stopień
noun
masculine
دستور زبان
każda z części schodów uniesiona do góry [..]
-
درجه
nounjednostka miary kąta
Chcemy ograniczyć wzrost średniej temperatury na świecie do dwóch stopni.
می خواهیم که بالا رفتن میانگین درجه حرارت زمین را تا ۲ درجه سانتیگراد نگه داریم.
-
پله
nounKiedy padały na nią promienie słoneczne, rzucała cień na stopnie.
هنگامی که اشعهٔ آفتاب بر ستون میتابید، سایهٔ آن روی پلهها میافتاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stopień " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "stopień"
عباراتی شبیه به "stopień" با ترجمه به فارسی
-
صفت برتر · صفت تفضیلی · نسبی
-
درجه آزادی
-
درجه چندجملهای
-
درجه آزادی
-
صلاحيت تحصيلي · مدرک دانشگاهی
-
سلسیوس
-
نسبت تراکم
-
برنامه تغذيه · سطح تغذیهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن