ترجمه "strażnik" به فارسی

حافظ, متولی, پاسبان بهترین ترجمه های "strażnik" به فارسی هستند.

strażnik noun masculine دستور زبان

osoba odpowiedzialna za pilnowanie mienia lub osób

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظ

    noun

    Od wyrzutków do strażników pokoju.

    از قانون شکني به نيرو هاي حافظ صلح

  • متولی

    noun
  • پاسبان

    noun

    Cóż to jednak za „czuwający”, czyli strażnik, zstępował z nieba?

    اما این «پاسبان» یا نگهبان آسمانی که از او صحبت شده کیست؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strażnik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "strażnik" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "strażnik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه