ترجمه "stres" به فارسی

تنش, تنیدگی, دلهره بهترین ترجمه های "stres" به فارسی هستند.

stres noun masculine دستور زبان

psych. mobilizacja organizmu jako reakcja na negatywne bodźce; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنش

    noun

    Nieprzespane noce i stresy wystawiają na próbę łączącą ich więź.

    کمخوابی و تغییرات عاطفی ممکن است در رابطهٔ زناشوییتان تنش ایجاد کند.

  • تنیدگی

  • دلهره

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • استرس
    • تنش نازيو
    • ديسترس
    • فاكتورهاي تنش فيزيكي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stres " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stres" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stres" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه