ترجمه "strup" به فارسی
سبوسه, شوره سر, وازده اجتماع بهترین ترجمه های "strup" به فارسی هستند.
strup
noun
masculine
دستور زبان
med. sucha pokrywa na ranach i uszkodzeniach ciała, powstająca ze skrzepłej wydzieliny; [..]
-
سبوسه
-
شوره سر
-
وازده اجتماع
-
ترجمه های کمتر
- پوست زخم
- پوسته
- گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Strup
Proper noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Strup" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Strup در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "strup"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن