ترجمه "stryczek" به فارسی
حشیش, خفت, کنف بهترین ترجمه های "stryczek" به فارسی هستند.
stryczek
Noun
noun
masculine
دستور زبان
książk. sznur zakończony pętlą zakładaną na szyję skazanym na śmierć przez powieszenie [..]
-
حشیش
noun -
خفت
nounTak, " trudna miłość ", a nie " podaj mu stryczek ".
آره ، عشق سخت نه خفت دادن يه آدم
-
کنف
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stryczek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stryczek
noun
masculine
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Stryczek" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Stryczek در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "stryczek"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن