ترجمه "strzelba" به فارسی
تفنگ, تفنگ ساچمهای, تفنگ ساچمه ای بهترین ترجمه های "strzelba" به فارسی هستند.
strzelba
noun
feminine
دستور زبان
długa, palna broń myśliwska; [..]
-
تفنگ
nounPójdziesz tam, a on zabije cię z jakiejś głupiej strzelby.
وقتي مي ري اونجا ، اون با يه تفنگ منتظرته که بفرستدت اون دنيا.
-
تفنگ ساچمهای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strzelba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Strzelba
-
تفنگ ساچمه ای
Miałem przygotowane narty, telefon satelitarny, strzelbę trakcyjną na wypadek ataku niedźwiedzia polarnego.
چوبای اسکی ام آماده بودند، یک تلفن ماهواره ای داشتم، یک تفنگ ساچمه ای بادی برای اینکه شاید خرس قطبی بهم حمله کنه.
تصاویر با "strzelba"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن