ترجمه "student" به فارسی

دانشجو, شاگرد, دانش اموز بهترین ترجمه های "student" به فارسی هستند.

student noun masculine دستور زبان

osoba, która studiuje na wyższej uczelni;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانشجو

    noun

    Wyobraźcie sobie, że jesteście studentami w moim laboratorium.

    تصور کنید هر یک از شما یک دانشجو در آزمایشگاه من هستید.

  • شاگرد

    noun

    Frankenstein nie jest już moim studentem. Przykro mi.

    متاسفم ، آقاي فرانکنستاين ديگه شاگرد من نيست.

  • دانش اموز

    noun

    Studenci zadzwonili do nas i opowiedzieli nam wszystko o pani kłopotach.

    چند تا از دانش اموز ها به ما زنگ زدن و به...

  • ترجمه های کمتر

    • دانشآموز
    • دانشجویان
    • دانش آموز
    • دانشآموزان
    • دانشجويان
    • عضو دانشکده
    • محصل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " student " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "student" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه