ترجمه "studnia" به فارسی
چاه, چاهها, چاه آب بهترین ترجمه های "studnia" به فارسی هستند.
studnia
noun
feminine
دستور زبان
głęboki otwór w ziemi wraz z urządzeniem do pobierania wody; [..]
-
چاه
noungłęboki otwór w ziemi wraz z urządzeniem do pobierania wody;
Pani syn wybrał zły moment na wpadanie do studni.
پسرتون وقت بدي رو براي افتادن تو چاه انتخاب کرد.
-
چاهها
Niektóre studnie w Izraelu były bardzo głębokie.
در اسرائیل بعضی از چاهها بسیار عمیق هستند.
-
چاه آب
Nie należy pić ze studni, jest pełna tego lepkiego oleju.
نباید از اون چاه آب بخوری ، پر شده از روغن چسبناک.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " studnia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "studnia"
عباراتی شبیه به "studnia" با ترجمه به فارسی
-
چاهسازی
-
زیره به کرمان بردن
-
مسموم کردن سرچشمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن