ترجمه "suchy" به فارسی

خشک, khoshk, خشك بهترین ترجمه های "suchy" به فارسی هستند.

suchy adjective masculine دستور زبان

nie wilgotny; pozbawiony wilgoci [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشک

    adjective

    Czy moje skarpety są już suche?

    آیا جوراب هایم خشک شده اند؟

  • khoshk

  • خشك

    adjective

    Nigdy nie widzialem rownie czystego, suchego, schludnie wygladajacego martwego ciala.

    من تا حالا يه همچين بدن مرده تميز ، خشك مرتبي رو نديدم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Suchy
+ اضافه کردن

"Suchy" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suchy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "suchy"

عباراتی شبیه به "suchy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه