ترجمه "suchy" به فارسی
خشک, khoshk, خشك بهترین ترجمه های "suchy" به فارسی هستند.
suchy
adjective
masculine
دستور زبان
nie wilgotny; pozbawiony wilgoci [..]
-
خشک
adjectiveCzy moje skarpety są już suche?
آیا جوراب هایم خشک شده اند؟
-
khoshk
-
خشك
adjectiveNigdy nie widzialem rownie czystego, suchego, schludnie wygladajacego martwego ciala.
من تا حالا يه همچين بدن مرده تميز ، خشك مرتبي رو نديدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suchy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suchy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Suchy" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suchy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "suchy"
عباراتی شبیه به "suchy" با ترجمه به فارسی
-
برنج دیم
-
آب و هوای خشک · اقليم بياباني · اقلیم خشک
-
دیمکاری
-
زمينهاي خشك · زونهای خشك · مناطق خشک
-
محتواي ماده جامد · محتوای ماده خشک
-
خاكهاي نيمهخشك · خاکهای خشک
-
زمينهاي خشك · زونهای خشك · مناطق خشک
-
خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن